|
|
|
|
|
با ديدن فيلم ۳۰۰ مهمترين سوالي كه به ذهنم رسيد اين بود كه هدف سازندگان اين فيلم ازتهيه وپخش آن چي بوده ؟ فيلمي كه به هيچ وجه از سينماي فوق مدرن هاليوود باآن همه دبدبه وكبكبه انتظارنميرفت
فيلمنامه ضعيف صحنه سازي هاي كارتوني تحريف آشكارتاريخ اگرفروش فيلم طبق ادعاي سازندگان آن خوب بوده قطعاًبه عواملي غيرازخودفيلم برميگردد من نه بعنوان يك ايراني بلكه به عنوان كسي كه تاحدودي فيام هاي خوب ديده ام به فيلم ۳۰۰ نمره صفر ميدهم |
||
|
|
|
|
|
وقتی گوش شنوا نیست شور شاعرانه ای نیست هر کسی می پرسد ازمن می بینن اما می پرسن چی بگم وقتی که هیچکس غم آدم دیدنی نیست
شوق گفتن نمی مونه خبر تازه چه دارم
|
||
|
|
|
|
|
گر بدينسان زيست بايد پست من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست. گر بدينسان زيست بايد پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود چون کوه يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاک |
||
|
|
|
|
|
وقتي دستام خالي باشه |
||
|
|
|
|
|
لبت نگوید و پیداست . میگوید دلت آری که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری دلت میآید آیا از زبانی این همه شیرین تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟ نمیرنجم اگر باور نداری عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست . آن من مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری چه زیبا میشود دنیا برای من اگر روزی تو از آنی که هستی ای معما پرده برداری چه فرقی میکند فریاد یا پژواک . جان من چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری صدایی از صدای عشق خوشتر نیست . حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخمها زد تیغ تاتاری |
||
|
|
|
|
|
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است |
||
|
|
|
|
|
چه كسي خواهد ديد ؟ |
||
|
|
|
|
|
اي نسل اسير وطنم ! آزادي تو مذهب من است 29 خرداد سي امين سالگرد عروج معلم عرفان ، برابري وآزادي دكترعلي شريعتي برهمگان تسليت باد روحش شاد وراهش پر رهرو باد |
||
|
|
|
|
|
تو که دستت به نوشتن آشناست
|
||
|
|
|
|
|
بوی موهات زیر بارون
|
||
|
|
|
|
|
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک “زن” بود، آنچنان که اسلام میخواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههای سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود. |
||
|
|
|
|
|
نفس برآمد و کام از تو برنمی آید فغان که بخت من از خواب در نمی آید که آب زندگی ام در نظر نمی آید درخت کام و مرادم به بر نمی آید به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید وزان غریب بلا کش خبر نمی آید ولی چه سود یکی کارگر نمی آید ولی به بخت من امشب سحر نمی آید بلای زلف سیاهت به سر نمی آید کنون ز حلقه زلفت به در نمی آید |
||
|
|
|
|
|
هرگزبه دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني بلكه به دنبال كسي باش كه بدون او نتوني زندگي كني |
||
|
|
|
|
|
يارب ديگرطاقتم طي شد
عاشق، عاشق گشته ام يارب يابكش ديگرياحياتم ده روز و شب نصيب من آه آتشين بود صبح وشام عاشقان واي اگرچنين بود من آتشي زسوزدل به سينه دارم چه همدمي ببين نشسته دركنارم مكن فغان اي دل دراين جهان اي دل دواي درد آنگه پيدا شود كه عاشق ازهجران رسواشود |
||
|
|
|
|
|
ای که رفته با خود ،دلی شکسته بردی
ای که مهر باطل ،زدی به دفتر من بعد تو نیامد، چه ها که بر سر من
آن که روزگاری پناه و یاورم بود سایه اش نماند همیشه بر سر من زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا رفتی و خیالت زمانی نمیکند مرا رها ای به دل آشنا، تا که هستم بیا وای من اگر نیایی وای من اگر نیایی وای من اگر نیایی |
||
|
|
|
|
|
دنیا رو من میبینم توی چشای خستت روی لبای بستت قفل سکوتو بشکن قلب من از تو روشنه
ببین فقط تو رو میخوام
همیشه خوب و پاکی
ببین فقط تو رو میخوام |
||
|
|
|
|
|
من به دنبال اتاقی خالی |
||
|
|
|
|
|
همون که فکر نمیکردیم نموندش
تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره |
||
|
|
|
|
|
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
|
||
|
|
|
|
|
ميگن كلاغ قارقاري |
||
|
|
|
|
|
به دنبال محبت بودی ای یار دلت با بی وفایی شد گرفتار تورو من هرچه آزردم به روزت هرچی آوردم تو باز عاشقتر از پیشی داری عاشقترم میشی تو کارت مهربونی بود تو عشقت آسمونی بود... |
||
|
|
|
|
|
يك قدم به سوي آبادي |
||
|
|
|
|
|
زندگی بیشترش سوختن است درس آموختن است |
||
|
|
|
|
|
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی قیامت میشه ما با هم نباشیم قیامت میشه ما با هم نباشیم میافته چرخ از گردون نمیبینم دیگه قشنگی ها رو |
||
|
|
|
|
|
همه رفتند کسی دور و برم نیست
|
||