|
|
|
|
|
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پو به پو ساقی باقی از صفا، باده بده سبو سبو مطرب خوش نوای را تازه به تازه گو بگو در پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو |
||
|
|
|
|
|
بهار آمد گل و نسرين نياورد نسيمی بوی فروردين نياورد
چرا گل با پرستو همسفر نيست
که آيين بهاران رفتش ازياد
چه می گويد چنين زار از سر خشم
چه پيش آمد کجا شد بانگ بلبل؟
که در گلزار ما اين فتنه کرده است
چرا زلف بنفشه سرنگون است؟
چرا بنشسته قمری چون غريبان؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته است؟
چرا ساقی نمی گويد درودی؟
بهار آمد گل نوروز نشکفت!
که اين لب بسته و آن رخ نهفته است
دل و جانی چو ما در خون کشيده
که روی از سوگ و غم در پرده برده است؟
که از خون شهيدان شرمگين نيست؟ گره واکن ز ابر و چهره بگشای
بزن آبی به روی سبزه ي نو
نوايی نو به مرغان چمن بخش برآر از آستين دست گل افشان گلی بر دامن اين سبزه بنشان
که می بارد بر آن باران آتش
که شد هر خاربن چون دشنه خونريز
که هر سو کشته ای افتاده بر خاک
که از خون جوانان لاله گون گشت
مزار کشتگان را غرق گل کن
شرار عشق ديرينم برانگيز
به فروردين ما فرخندگی بخش
هنوز اينجا نفس ها آتشين است
چو فردا بنگری پر بيدمشک است
چو فردا در رسد رشک بهار است
برآرد سرخ گل چون آتش از دود
دل و جان در هوای هم گماريم
سرت سبز و دلت آباد بينم
به آيين دگر آيی پديدار |
||
|
|
|
|
|
اي مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران
آئينه ي نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران بازآ که در هوايت، خاموشيِ جنونم فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز کاين گونه فرصت از کف دادند بي شماران گفتي : "به روزگاري مهري نشسته!" گفتم : "بيرون نمیتوان کرد، حتي به روزگاران" بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران وين نغمه ي محبت، بعد از من و تو مانَد تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران |
||