|
|
|
|
|
یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهاران بود ، حیف! باد پائیزی بهارم را گرفت اعتباری داشتم در پیش عشق با نگاهی ، اعتبارم را گرفت عشق یا چیزی شبیه عشق بود آمد و دار و ندارم را گرفت
|
||
|
|
|
|
|
من که گفتم: این بهار افسردنی است من که گفتم :این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار! عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه ! عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل |
||