|
|
|
|
|
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست جواب همصداییها پلیس ضد شورش نیست نه بمب هستهای داره، نه بمبافکن نه خمپاره دیگه هیچ بچهای پاشو روی مین جا نمیذاره همه آزاد آزادن، همه بیدرد بیدردن تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانهس تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتشبس کسی آقای عالم نیست، برابر با هماند مردم دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونهی گندم بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا |
||
|
|
|
|
|
این قرار داد
تا ابد میان ما برقرار باد چشمهای من به جای دست های تو! من به دست تو آب می دهم تو به چشم من آبرو بده! من به چشم های بی قرار تو قول می دهم
شاخه های ما به آفتاب می رسد وما دوباره سبز می شویم! |
||
|
|
|
|
|
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه
یغما گلرویی |
||